
توی آینه نگاه کردم، چشمهایم خیس بودند اشکهایم را که پاک کردم، شاید باور نکنی چه دیدم؟ اشک ها کار خودشان را کرده بودند چشم هایم سبز شده بودند ...
ادامه مطلب
نقاش ، نقشی بزن از چشمان نگار که برای خودش دریایی است، میخواهم غرق نگاهش گردم ...
ادامه مطلب
ترا من چشم در راهم به اندازه دیدن یه خواب خوابی که فرو برد مرا ، به عالم سراب من انتظار وصل ندارم ز گلی چون تو برای خسته دلی چون من ، کفایتست جواب...
ادامه مطلب
راستی میدونستی من شنا بلد نیستم؟ وقتی خواستی به دیدنم بیایی چندتا جلیقه نجات باخودت بیار. چیه؟ اگر خواستم توی امواج متلاطم چشمات غرق بشم. نجاتم بدی....
ادامه مطلب
من شهید چشم شهلای توام عاشق آن قد و بالای تو ام تشنه ام برخیز و جام می. بده تشنه جامی . از لبهای زیبای تو ام...
ادامه مطلب
چشم من . مست چشمان شماست. چشم زیبای شما هم عشق و هم دنیای ماست...
ادامه مطلب
آيد كه شبي گوشه چشمي بنمائي از دير رهي سوي خرابات بيايي غافل شوي از زهد ريايي تو شبي چند ره را به دل پير اجل باز نمائي 75/3/25 ...
ادامه مطلب
توان از كف بشد ساقي ، قسم بر چشم بيمارت سبوي ديگري فرما ، كه آيد ، باز در كارت چكاني جام ، جام آتش ، به كام سرد كافوري و گوئي جسم سردم را ؟ دواي روح بيمارت نما هم بسترم يكدم ، سبوي...
ادامه مطلب
آيد كه شبي گوشه چشمي بنمائي از دير رهي سوي خرابات بيايي غافل شوي از زهد ريايي تو شبي چند ره را به دل پير اجل باز نمائي 75/3/25...
ادامه مطلب