انگور ، بهانه
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:26
من مستِ لبِ لعل ام، انگور بهانه است می در ساغرِ چشمانت، باقی ، فِسانه است. جامِ می من، گلگون، چون لعلِ لب یارم. ای صبح! طلوع از چیست؟ شب هست و منو ، یارم. 1023-15/3/93
سفر
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:20
سفر خوبه حتی اگه ،سفر از طریق چشمان باشه به دریای بیکران چشمان نگارت، من دوست دارم وقتی خودمو توی دریای بیکران چشمان نگارم میندازم ، هیچ نجات غریقی اونجا نباشه و من غرق بشم.
تقدیم به تو
-
تاریخ: 1393/3/3 ساعت: 19:31
تقدیم به تو هر طور دوست داری برداشت کن برداشت آزاد من کالای کوپنی ندارم دوست داشتن آزاد دوست داشته شدن آزاد خندیدن آزاد بوسیدن آزاد سر در گریبان بردن و بوئیدن آزاد مانند زلف دختر بهار در باد بهاری رقصیدن آزاد در اینجا فقط یه چیز است که آزاد نیست!؟ ورود غم به چهره آنکه با من است، ممنوع
من خاطره می نویسم
-
تاریخ: 1393/3/3 ساعت: 19:28
من خاطره می نویسم نه اسمی هست و نه رسمی وقتی با منی از هیچ چیز نترس در خاطرات من فقط تو هستی و من اگر میخواستم دیگران هم باشند، داستان مینوشتم خوبی خاطره میدانی چیست؟ من هستم و تو تو هستی و من و دیگر هیچ دنیا مال ماست اگر تو هم مثل من سومی را به خاطره هامان راه ندهی این شعر از دیدن روی توست که به سر...
اينجا مردمان مقصر نيستند
-
تاریخ: 1393/2/21 ساعت: 10:51
اينجا مردمان مقصر نيستند از آنها خرده مگير چون عادت كرده اند همه چيز را به شرط چاقو بخرند و ببرند و برند به همين خاطر خنجر به سينه ات مي زنند از روبرو هم نشد از پشت اينها عادت ندارند ميوه ها را كال بخرند نميدانند كه دل ميوه نيست هندوانه نيست نميدانند كه ميوه نوبرانه هميشه گرانبهاتر است و دل...
بوسه باید زد به دستان پدر
-
تاریخ: 1393/2/21 ساعت: 10:42
کودکی بودم کمی شیطان وشر از جهان و کارهایش بی خبر سفره گر خالی نبود، راضی بودم با رفیقانم سر بازی بودم گر که میشد جیب من خالی ز پول میزدم نق تا که تجهیزم نماید او، پدر حال بعد سال ها،چون پدر گشتم خودم قدر زحمت های او ، فهمیده ام دست های چین خورده، پینه بسته،گرم وسرد. بوسه باید زد به دستان پدر ساعت0...
عشق مدرن
-
تاریخ: 1393/2/19 ساعت: 21:40
سلام گلم وقتی سیستم عامل چشمات از ویندوز چشمام وارد قلبم شد، بوت شدم. آفیس صدات که توی رم گوشم نصب شد، مبهوت شدم. هارد پایین من ظرفیت برنامه لبهاتو نداشت،هنگ کردم. خواستم خودمو برای پذیرشت، آپدیت کنم، ری استارت شدم. دیسک تاپ چشمامو ،توی چشمات دیدم، داشت ، میلرزید. ریزولیشن خنده های تو منو آروم کرد،ت...
نوروز زندگی
-
تاریخ: 1393/2/17 ساعت: 21:00
با اینکه نوروز هزاران سال است که تکرار میشود، ولی هر بار ، باز نو است. مانند تو که هر بار برایم لطافتی دگر داری.
باور افسانه
-
تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 9:33
بیا و بامن بخوان که باقی فسانه است جز من و تو در جهان حقیقتی نیست و حقیقت آنست که میبینم حقیقت منم، حقیقت تویی به غیر از ما همه چیز افسانه است افسانه برای دل بستن نیست افسانه را من میسازم افسانه را تو میسازی پس بیا در واقعیت امروز افسانه فردا را بسازیم از دید من، افسانه بر...
عینک
-
تاریخ: 1393/1/29 ساعت: 10:13
یه روزی2 چشم داشتم: مثل آهو، شهلا. مثل عقاب، بینا. مثل آفتاب،نافذ. الان چی؟ چندتا عینک دارم: یکی از یکی خوشگل تر. حیف چشم ندارم که پیداشون کنم،شاید مطلبی خواستم بخونم یا بنویسم
همراه
-
تاریخ: 1393/1/29 ساعت: 10:06
چشمتون روز بد نبینه: یه روزی بعلت بیماری قرار بود بستری بشم و عمل جراحی بشم. پرستاری که فرم رو پر میکرد پرسید:همراه. گفتم:خودم تنها اومدم. همراه ندارم. خندید وگفت: تلفن همراه. گفتم: اونم ندارم. گفت: چی داری؟ گفتم:هیچ فقط درد دارم. خندیدو گفت : تو جونت. گفتم:...! راستش چیزی نگفتم.
نفرین
-
تاریخ: 1393/1/20 ساعت: 11:58
نفرین بر من اگر، بار دگر با چشم باز عاشقم نشوم عشق عجب مقوله پر دردسری است. دل و دین و عقل وهوش باید با هم دست بکار شوند ، تا نبازی یکی را برای دیگری و همه را برای عشق. نفرین بر من، همه را باختم با چشمانی بسته. نفرین بر من نفرین بر من
سیزده بدر
-
تاریخ: 1393/1/13 ساعت: 19:50
امروز روز سیزده بدره! برای گره زدن سبزه ها، جاده ها را طی کردم ، چون دلم نمیخواست دست دیگری به تو برسه ، جاده را با خودم برچیدم تا من باشمو تو باشی و سبزه زار.
مزه اشک
-
تاریخ: 1393/1/5 ساعت: 22:04
این روزها اشک هایم علاوه بر دشت گونه ها، گاهی به لب های خشکیده ام نیز سر می زنند! و من تازه فهمیده ام که چرا لبهایم با وجود نوشیدن اشک، سیراب نمی شوند؟! با ریختن اشک فقط طپش قلبم کمی آرام می شود. طپشی که همراهی ترا میخواهد. اشک هایم شور است. مزه چشم هایم را باید از تو پرسید؟
خواب شقایق
-
تاریخ: 1393/1/3 ساعت: 10:49
در اینجا برف می باری و من از خواب شقایق میترسم. دل من میگرید ، چون شقایق بدنبال بلبل عاشق رفت، تا ابد. و من برای همیشه لاله رخ گردیده ام ، سوزان جگر، خونین دل.....
جام گلگون
-
تاریخ: 1392/12/24 ساعت: 11:14
با بوسیدن لبهای تو من دانستم؟! ازچه جام می چنین گلگون است. این عادت دیرینه انسانها هست، هر کس که به دل نزدیکتر است، پر خون است.
حسودی
-
تاریخ: 1392/12/15 ساعت: 15:35
بعضی وقتا آدم به کسای دیگه حسودی میکنه، این قابل قبوله . ولی من به افراد نه! بلکه به چیزایی مثل: بادی که به راحتی اجازه دادی صورت و موهاتو نواز کنه و یا به پیراهنت که آزادانه بدنتو لمس میکنه ، حسودی میکنم . به من نخند! خب من اینم، دیوانه ای از بهر تو.
ترا من چشم در راهم
-
تاریخ: 1392/11/6 ساعت: 17:19
ترا من چشم در راهم به اندازه دیدن یه خواب خوابی که فرو برد مرا ، به عالم سراب من انتظار وصل ندارم ز گلی چون تو برای خسته دلی چون من ، کفایتست جواب
به دیدار من اگر می آیی
-
تاریخ: 1392/11/6 ساعت: 17:14
به دیدار من اگر میایی ، با خودت شبنم بیار . اینجا گل ها همگی خشکیده اند، از تشنگی .
سکوتو بشکن
-
تاریخ: 1392/10/22 ساعت: 12:43
بیا و سکوت و بشکن . این جدایی حق ما نیست هر کسی که بین ما شد، حتما اون هم مثل ما نیست