فرق مسافر با رهگذر - تاریخ: 1392/9/18 ساعت: 17:22
 این روزها تکنولوژی( ببخشید فن آوری) همه را به اشتباه می اندازد. مسافر درلباس رهگذر چند کوچه آنطرفتر و رهگذران با لوازم مسافران در کوی و برزن ، حتی زیر باران قدم میزنند، ولی یه چیز است که مسافر را از رهگذر تفکیک میکند! و آن نگاههای مشتاق او به اطراف است چون میداند که امکان دوباره دیدن آن محل را شاید...
از یه دوست - تاریخ: 1392/8/22 ساعت: 0:05
 سلام . سلامی به زیبایی صبح دل انگیز پاییزی که بدیعترین تابلو عشاق دنیاست.نسیم خنک صبحگاهی که به صورتم میخورد وجودت را حس میکنم.  میدانی که دوستت دارم. دیروز از خدا به خاطر خلقت تو تشکر کردم. آرامشی که در کنار تو دارم و با یاد تو دارم جای شکرگزاری دارد و خودت میدانی که چقدر دوستت دارم.با تو زیر بارا...
افسانه - تاریخ: 1392/8/16 ساعت: 15:15
 باتو بودن مرا به افسانه ای تبدیل خواهد کرد. که آیندگان از آن سخن خواهند گفت. و من آن افسانه راهم دوست خواهم داشت. در دفتر خاطراتم خواهم نوشت؟ عجب بازیهایی دارشتی با من ، ای سرنوشت
دیوار - تاریخ: 1392/8/8 ساعت: 15:50
 آهای دیوار دمت گرم! اگه جوابمو نمیدی ، لااقل اجازه دادی بهت تکیه کنم. دیوار! مرسی
چتر - تاریخ: 1392/8/8 ساعت: 15:49
 من چتری میخواهم برای دو نفر ، در مرام ما تک خوری ممنوع.
بوسه گل - تاریخ: 1392/8/8 ساعت: 15:45
 میبوسمت از دور تا با بوسه بر گل ،   دل بلبل آب شود.   قلبم را ببین از برای تو ،چه عاشقانه می طپد؟   دستی از سر لطف بر روی قلبم بنه ،   تا جگرم از گرمی دستت،    کباب شود.
شوق دیدن پاییز - تاریخ: 1392/8/7 ساعت: 15:55
 من از اومدن پاییز هم عشق رو احساس میکنم، هم دلم میگیره. حالتی بهم دست میده، مثل گریه ای که از شوق دیدن یه دوست قدیمی بعد از مدتها دوری اومده باشه.
قایق خیال - تاریخ: 1392/8/7 ساعت: 15:48
 من دوست دارم سوار قایق خیال در دریای بیکران چشمانت تا بی نهایت آرزو سفر کنم و به جایی برسیم که فقط تو باشی و من باشم و قایقی . حتی شده  اگر، برای دقایقی. 
بهانه دیدن - تاریخ: 1392/8/16 ساعت: 15:08
 دلم به هر بهانه ای ، بهانه ترا میگیرد. چقدر خاطره خواهم ساخت ! باتو، به بهانه دیدن دوباره ات.
لبخند - تاریخ: 1392/8/4 ساعت: 21:47
  من از لب تو ، منتظر لبخندم. دل را به لب شکر شکنت  ،   میبندم گرخنده کنی بر رخ من، ناز نگار من همره اشک شوق تو، میخندم
بهانه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:59
بهشت  بهانه ایست برای با تو بودن، وگرنه ! جهنم هم از آفریده های خداست. بهشت بدون تو، برای من از جهنم نیز عذاب آورتر است. پس مرا با خود ببر ، بهشت یا جهنمش فرقی نمی کند. انتخاب با تو.
جرقه اشک - تاریخ: 1392/3/29 ساعت: 8:49
دستان خاکی ام را برای شست و شو ، زیر باران می برم. آه آسمان ابری! چرا نمیباری؟ شاید ابرهایت برای باریدن، منتظر جرقه های اشک های من است؟    
دیدی تو هم رفتی - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:08
با تو گفتم : خاطره می نویسم. پرسیدی: خاََطره ات با من چیست؟ گقتم: به وقتش، حالا تو رفتی ، ولی خاطراتت هنوز مونده، فکر میکنی خاطره با حذف اد لیست حذف میشه؟  
ناجور - تاریخ: 1392/2/21 ساعت: 20:09
یارانه شده مهجور، قیمتا شده ناجور! صد خنده زند برمن، کاغذ سفید بد جور. یارانه ی حاجی و مخلص، هم کفو و، برابر هست، با یارانه یکسان او، یک جور و، مخلص شده ام صدجور هم رنگِ رُخَم سُرخ است، هم رنگِ کفم ، نیلی؟ یا رب ! سببی فرما، یکرنگ شوم و یک جور. 1730- 21/2/92
نوبتِِ ساز - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:09
هله، ای مرغِ سحر، وقتِ نمازم، بگذشت                  دیدی آخِر، طربِ راز  و نیازم ، بگذشت همه ی عمر ، جهد نمودم که فقط کوک کنم                   عمرم آخَر شد و، نوبتِ سازم ، بگذشت   21/2/92 - ساعت 1710
لاف عشق - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 19:04
لافِ عشق گر میزنم، کارِ من و تقدیر نیست آن رُخِِ زیبای توست، مجنون و شیدا می کند  
غربت نغمه سی - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:10
بير عمري‌ دي‌ ، غربتده‌ گچيب‌ ، عمر عزيزيم‌ ميليم‌ دي‌ كه‌ بيرده‌ ، سووارام‌ جاني‌ وطنده‌ یک عمر، عمر عزیزم در غربت سپری شد مایلم که دوباره جانم را در وطنم سیراب کنم   يوز شهريده‌ گر، يوز  اوين‌ اولسا ورمز داديني‌ ، بير قيسيمينجا توپراق‌ وطنده‌ اگر صد خانه در صد شهرمختلف( غربت) داشته باشی مزه یک مشت...
خون ارابه عطارد - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:12
آنگه که بگذری با ارابه خون، از مقابلم دانم که قصد سفر، از زمین به عطارد همی کنی
گَلْ مَني ناز ايلَه آنا( مادرم بیا منو نازم کن) - تاریخ: 1393/4/20 ساعت: 21:52
                                                   گُون ، او گُون لَر واريـدي ، سَـن مَنـي لَه ، ناز اِلَدين                                  آتاما ، ناز لا باخيـب ، عشـوه ني ، آغاز اِلَدين زمانی بود که تو به واسطه من ، ناز کردی با ناز به پدرم نگاه کرده و برایش عشوه گری نمودی چوخ باخيب چَرخ سَنه ، ن...
روز مادر - تاریخ: 1392/3/31 ساعت: 12:11
خواستم از مادر بگویم، مادرم یادم فتاد.                خواستم کعبه را چرخی زنم، مادرم یادم فتاد. دقتی کردم به آموزه های دین خود دیدم                  سخن از خدا و از نبی ، مادرم یادم فتاد.   سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن مبارک

برچسب‌های مرتبط

"زندگی" کمدی"لبخند" | صدای نی | ساقه نی | درنی دمید | گلوی سوتک | ناله نی | درد دل نی | آیینه پشمانت | چشمان تو | دروغ نمیگویند