تاريخ : جمعه 27 / 4 / 1393 | 20:38 | نویسنده : م.ت.اجلی

 دوستان در صورت تمایل میتونن به این سایت هم سری بزنن , خوشحال میشم

http://ab77.niloblog.com/



تاريخ : پنجشنبه 1 / 8 / 1393 | 18:50 | نویسنده : م.ت.اجلی
جگرم سوخت ز هجران تو, بر ما نظری
 
یادت هر دم  بکند, بر من مسکین گذری
 
 
شاهد شمع وجودم, زلف سیه فام تو بود
 
شود آیا شبی از نیم نگاهت, ببرم من ثمری
 


تاريخ : پنجشنبه 1 / 8 / 1393 | 11:17 | نویسنده : م.ت.اجلی

چقدر ساده و آرام میگذریم از هم

و در این گذر , گاهی تنه هامان میخورد بر هم

و ما رهگذرانیم .

خیلی ساده و با آرامش میگوییم : خدا حافظ ...!

و میرویم و چشممان نگران است ولی!

این چه حسی است که ؛؟!

نمیگذارد قدمهایمان برگردد.

میرویم. ولی ساده و آرام.



تاريخ : سه شنبه 18 / 6 / 1393 | 7:17 | نویسنده : م.ت.اجلی

   بامن از عشق بگو

   قصه جز عشق مگو

  شب من تیره تر از یلدا نیست

  دوست دارم بشنوم با تو از عشق, بگو

   ماهتابی میدرخشد, در آن

   و در این روشنی مهتابی

   میروم تا برسم, به سر منزل عشق

   و چه زیبا منظره ایست!

   تک درختی که تو در پایینش

   بانور ماه منتظر من باشی

   و من با شاخه گلی سیمین رنگ که شب سیاهش کرده

   ولی از سرخی قلب من نیز سرخ تر است

   به دیدار تو خواهم آمد

   منتظر باش

   تا غنچه صد بوسه بر روی لبانت بنشانم با شرم

   صورتم گلگون است

   ماهتاب ,چهره ام را کمرنگ کرده

   و چه زیبا منظره ای خواهد شد

   رنگ سرخ گونه های من و آن شاخه گل

   هر دو سیمین

   و تو بی مهابا, شاخه را از دستم خواهی گرفت

   و دستان گرمت, دوباره سرخی را به گونه هایم هدیه خواهند داد

   و باز من متولد خواهم شد در فصل بهار

   و عشق تولدی دوباره خواهد یافت

   و معشوقم !

  . اینبار , او عاشق من خواهد شد

" محمد تقی اجلی- ساعت 0310 - 93/6/14  احمدآباد"



تاريخ : جمعه 20 / 4 / 1393 | 22:00 | نویسنده : م.ت.اجلی

برای شاد بودن فرصت کم است  ، غصه و غم همیشه و همه جا هستند، موفق آن کسی است که خارها را نبیند و مستقیم به سمت گل مورد علاقه اش برود، من میخواهم  به طرف  غنچه گل رز سرخ بروم، شما رو نمیدانم.برای شاد بودن فرصت کم است  ، غصه و غم همیشه و همه جا هستند، موفق آن کسی است که خارها را نبیند و مستقیم به سمت گل مورد علاقه اش برود، من میخواهم  به طرف  غنچه گل رز سرخ بروم، شما رو نمیدانم.



تاريخ : پنجشنبه 12 / 4 / 1393 | 15:52 | نویسنده : م.ت.اجلی

برای گرفتن حقت باید تلاش کنی،

دنیا کارفرمای خوش حسابی نیست



تاريخ : پنجشنبه 12 / 4 / 1393 | 15:48 | نویسنده : م.ت.اجلی

سفر خوبه حتی اگه ،سفر از طریق چشمان باشه به دریای بیکران چشمان نگارت.

من دوست دارم وقتی خودمو توی دریای بیکران چشمان نگارم میندازم ، هیچ نجات غریقی اونجا نباشه و من غرق بشم.



تاريخ : پنجشنبه 12 / 4 / 1393 | 15:47 | نویسنده : م.ت.اجلی

همیشه لازم نیست منتظر باشیم تا یه کسایی باشن، بعضی وقتا اون یه نفر باید خودمون باشیم، چرا همش فکر میکنیم باید دیگران باشند ؟ کمی هم خودمونو جدی بگیریم، بد نیست.



تاريخ : پنجشنبه 12 / 4 / 1393 | 15:43 | نویسنده : م.ت.اجلی

من مستِ لبِ لعل ام، انگور بهانه است.

 می در ساغرِ چشمانت، باقی ، فسانه است.

جامِ می من گلگون، چون لعلِ لبِ یارم.

ای صبح، طلوع از چیست؟

شب هست و منو ، یارم.

 

1023-15/3/93



تاريخ : سه شنبه 20 / 3 / 1393 | 11:11 | نویسنده : م.ت.اجلی

 برای من عدد سال مهم نیست، مهم نوع سایه هستش که اگه روزی هم نبود، یادش باشه و بگن عجب سایه ای بود!

من سایه بید مجنون را که با زیرکی، مرغان عاشق تشسته در شاخه هایش را به خورشید می نماید  نیز، دوست دارم



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 صفحه بعد
ابزار وبلاگ

كد تقويم

قالب وبلاگ