سلام دوستان گرامی خوش آمدید (( زندگی لحظه پل زدن عاطفه هاست ))
سرود وصل ترا چه سان سرايم من
سكوت گر شكند واژه ها خراب افتد
شراب و باده ز خجلت همي ببازند رنگ
اگر كه سوي نگاهت به جامها افتد
عقيق سرخ خواهد شد از تماشايت
چو برق نيم نگاهت به دفتري افتد
شب ار صداي قدومت به شهر ما پيچد
دو صد ستاره و خورشيد به پاي بوس افتد
تو لطف شبنم و بوي ياس را داري
كلام نقض چه گويم كه آن قبول افتد
بهار سرخ خواهد شد از تماشايت
اگر كه جلوهاي از عشق تو ببار افتد
اميد چيز غريبي است كه ديدن رويت
نصيب ما شود و ذكرها قبول افتد
گناه پير اجل را ز صفحه بردارند
اگر نمونه خط ات به پاي آن افتد
۷۸/۷/۱۰
برچسب:
نویسنده: م.ت.اجلی