معرفی یک سایت
-
تاریخ: 1393/4/27 ساعت: 20:38
دوستان در صورت تمایل میتونن به این سایت هم سری بزنن , خوشحال میشم http://ab77.niloblog.com/
کمدی زندگی
-
تاریخ: 1394/7/4 ساعت: 14:35
زندگی در حین جدی بودن ، یک کمدی بینظیر است. وقتی صحنه را ترک میکنیم اظهار نظر تماشاگران این را میگوید، پس جدی بخندیم و بر زندگی لبخند بزنیم. مگر چند بار زندگی خواهیم کرد؟
چشمان سبز
-
تاریخ: 1393/12/7 ساعت: 5:28
توی آینه نگاه کردم، چشمهایم خیس بودند اشکهایم را که پاک کردم، شاید باور نکنی چه دیدم؟ اشک ها کار خودشان را کرده بودند چشم هایم سبز شده بودند
ناله نی
-
تاریخ: 1393/10/16 ساعت: 8:59
صدای سوز از دل نیزار آمد کودکی یک ساقه نی را بشکست پدر با ساقه نی، سوتکی ساخت برایش و کودک در آن نی بدمید سالهاست که فریاد نیزار از گلوی سوتک ، پسرک در جهان می پیچد . و همگان ناله نی را ، هنر کودک میدانند. هیچکس درد دل نی را نمیداند هیچکس درد دل نی را نمیداند
آیینه تمام قد
-
تاریخ: 1393/10/16 ساعت: 8:53
سرت را بالا بگیر به من نگاه کن میخواهم خودم را در آیینه چشمانت تمام قد تماشا کنم چون چشمان تو تنها آیینه یی هستند که دروغ نمیگویند
شاهد شب
-
تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 18:50
جگرم سوخت ز هجران تو, بر ما نظری یادت هر دم بکند, بر من مسکین گذری شاهد شمع وجودم, زلف سیه فام تو بود شود آیا شبی از نیم نگاهت, ببرم من ثمری
ساده و آرام
-
تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 11:17
چقدر ساده و آرام میگذریم از هم و در این گذر , گاهی تنه هامان میخورد بر هم و ما رهگذرانیم . خیلی ساده و با آرامش میگوییم : خدا حافظ ...! و میرویم و چشممان نگران است ولی! این چه حسی است که ؛؟! نمیگذارد قدمهایمان برگردد. میرویم. ولی ساده و آرام.
بامن از عشق بگو
-
تاریخ: 1393/6/18 ساعت: 7:17
بامن از عشق بگو قصه جز عشق مگو شب من تیره تر از یلدا نیست دوست دارم بشنوم با تو از عشق, بگو ماهتابی میدرخشد, در آن و در این روشنی مهتابی میروم تا برسم, به سر منزل عشق و چه زیبا منظره ایست! تک درختی که تو در پایینش بانور ماه منتظر من باشی و من با شاخه گلی سیمین رنگ که ش...
رفتن
-
تاریخ: 1393/4/20 ساعت: 22:00
برای شاد بودن فرصت کم است ، غصه و غم همیشه و همه جا هستند، موفق آن کسی است که خارها را نبیند و مستقیم به سمت گل مورد علاقه اش برود، من میخواهم به طرف غنچه گل رز سرخ بروم، شما رو نمیدانم.برای شاد بودن فرصت کم است ، غصه و غم همیشه و همه جا هستند، موفق آن کسی است که خارها را نبیند و مستقیم به سمت گ...
کارفرمای خوش حساب
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 15:52
برای گرفتن حقت باید تلاش کنی، دنیا کارفرمای خوش حسابی نیست
سفر خوبه
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 15:48
سفر خوبه حتی اگه ،سفر از طریق چشمان باشه به دریای بیکران چشمان نگارت. من دوست دارم وقتی خودمو توی دریای بیکران چشمان نگارم میندازم ، هیچ نجات غریقی اونجا نباشه و من غرق بشم.
بعضی وقتا ،جدی باشیم
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 15:47
همیشه لازم نیست منتظر باشیم تا یه کسایی باشن، بعضی وقتا اون یه نفر باید خودمون باشیم، چرا همش فکر میکنیم باید دیگران باشند ؟ کمی هم خودمونو جدی بگیریم، بد نیست.
شب هست هنوز
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 15:43
من مستِ لبِ لعل ام، انگور بهانه است. می در ساغرِ چشمانت، باقی ، فسانه است. جامِ می من گلگون، چون لعلِ لبِ یارم. ای صبح، طلوع از چیست؟ شب هست و منو ، یارم. 1023-15/3/93
سایه بید مجنون
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 11:11
برای من عدد سال مهم نیست، مهم نوع سایه هستش که اگه روزی هم نبود، یادش باشه و بگن عجب سایه ای بود! من سایه بید مجنون را که با زیرکی، مرغان عاشق تشسته در شاخه هایش را به خورشید می نماید نیز، دوست دارم
بامدادان در روستای ما باران بارید
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 11:07
بامدادان در روستای ما باران آمد، یاد شعر باز باران افتادم خواستم چتری بردارم تا خیس نشوم بعد با خودم گفتم: باران بهاری بدون خیس شدن که لطفی نداره پس زدم به دل باران و باران دلم را ، نوازش کرد با آنکه فقط صورتم و دستانم خیس شدند، ولی دلم با فرمانی که به مغزم فرستاد، پاسخ گرفت: این است بهار. بهار بی ب...
خاطره مینویسم
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:46
من خاطره می نویسم نه اسمی هست و نه رسمی وقتی با منی از هیچ چیز نترس در خاطرات من فقط تو هستی و من اگر میخواستم دیگران هم باشند، داستان مینوشتم خوبی خاطره میدانی چیست؟ من هستم و تو تو هستی و من و دیگر هیچ دنیا مال ماست اگر تو هم مثل من سومی را به خاطره هامان راه ندهی این شعر از دیدن روی توست که به سر...
سن گول گینن( تو بخند)
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:44
سن گول گینن، دنیا گولسون (تو بخند ، دنیا بخندد) بلوت آغلاسین، گوللر گولسون (ابر گریه کند، گلها بخندند) سن گولنده ، ایللر گولسون (وقتی تو میخندی،اقوام بخندند) دوشمان آغلاسین، دوستلار گولسون (دشمن گریه کند، دوستان بخندند) وار اولگونان، دنیا سنه وار اولسون (تو بمان ، دنیا از آن تو شود) گویلون سنین شاد،...
بوی نم خورده خاک
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:36
در جهانی که با دستان کوچک خود، دیوارهای بلند پیرامون خود کشیده ایم، تنفس برایمان حکم کیمیا شده است. دیوارها را بردارید تا نفس بکشیم، من از گذرگاه های سنگ فرش و آسفالته که باران را از خود میرانند، بیزارم، دلم کوچه هم بخواهد، کوچه باغ های کاهگلی و خاکی را میخواهد که بعد از بارش باران، و جذب همه آن در...
چشمان نگار
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:32
نقاش ، نقشی بزن از چشمان نگار که برای خودش دریایی است، میخواهم غرق نگاهش گردم
ماه عسل
-
تاریخ: 1393/3/20 ساعت: 10:31
یه روزی 2 تا پیرمرد همسن من نشسته بودن پایین پله های ورودی پارک ، 2 تا زوج جوان بدو بدو اومدن و از پله ها رفتن بالا، یکی از پیرمردا از اون یکی پرسید:؟ اینا،چکار میکردن؟ دومی گفت : اومدن ماه عسل..اولی پرسید ماه عسل یعنی چی؟ دومی گفت: اگه زندگی رو به یه پیت حلبی تشبیه کنی که داخلش پره از مشکلات و یه ل...