خرید بک لینک

سحر كه بوي تو با نسيم

از كوچه ما ميگذرد .

اميد دين رويت

در دلم جوانه ميزند.

شوق ديدار تو مستم ميكند.

با ياد هست توست

كه من هم هست ميشوم .

بهار بدون وجودت ،

از زمستان كوير لوت هم ،

بي روحتر است .

باز كوير ، رنگ و بوي ،

ماسه و خاك را دارد ،

ولي  بهار بي تو ديگر هيچ .

عطر وجودت با دلم ،

كار باران بهاري را ميكند.

پس ، اي هستي بخش من ،

بر دشت بيكران وجودم ،

عطر افشاني كن

زندهام كن ،

و بهارم را ،

طراوت جاودانه ببخش .

 

79/2/27

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: پنجشنبه 5 ارديبهشت 1392 ساعت: 9:35

صفحه بندی