خرید بک لینک

سيه شد شب ، ز گيسوي رباب ، آهسته آهسته

ذغال از شعله ميگردد ، كباب  آهسته آهسته

سخن با بت چه ميگوئي ، تو از روي نكو روئي

به شكر ميشود افزون ، فشار آهسته آهسته

بترس از چهره زردم ، كه باد غم بر آن ورزد

درختان را كند خالي ، خزان آهسته آهسته

سبوئي چون شود خالي ، جدا پيمانه ميگردد

جدا جان را ز تن سازد ، شرنگ آهسته آهسته

نما بر ما تو رخ باري ، شدم شهره به غم خواري

چونان سروي كز آتش شد ، كمان آهسته آهسته

فلان صد باده مينوشد ، كه ياد از خاطر برد ، ليكن

بنوشم جام خاطر را ، به ياد آن نگار ، آهسته آهسته

چو شب از نيمه شد بايد ، بساط عيش برچيدن

شود غالب به مژگان خواب در وقت ،  سحر آهسته آهسته

دمي در خلوت جانان ، نهادن جان به كف بايد

وگرنه ميشود از كف ، جلال آهسته آهسته

قدم بر ديدهاي جانا ، بنه تا من ز

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: پنجشنبه 5 ارديبهشت 1392 ساعت: 9:36

صفحه بندی