سلام دوستان گرامی خوش آمدید (( زندگی لحظه پل زدن عاطفه هاست ))
اي گل نرگس شده از باده چشمان تو مست
خم به پيمانه شده مست دل افروز تو مست
من كه مستم ز شراب گل رخساره عشق
از چه گويم ثمرم نيست ز پيمانه كه هست
دوش ديدم به ره ات باده به كف مي گشتم
از چه گويم كه گدايي به سرم نيست كه هست
چون دل و ديده شده طالب آن گنج وجود
از چه گويم درمي نيست به پسخانه كه هست
چون اجلي شده عاشق ، به صفا و كرم ات
از چه گويم ، غير تو، فرياد رسي هست ، كه نيست
برچسب:
نویسنده: م.ت.اجلی