سلام دوستان گرامی خوش آمدید (( زندگی لحظه پل زدن عاطفه هاست ))
دل از همه گسستهام ، به سوگ خود نشستهام
براي عرض تسليت ، طوق سياه نبستهام
سياه پوش خود شدم ، زانوي غم بغل زدم
ببين به ماتم خودم ، چه ناتوان نشستهام
تابوت مرا حلقه كنيد ، آرام به خاكم فكنيد
آخر دو چشم خستهام ، از اين جهان نشستهام
جامي به من داده اجل ، همراه او من ميروم
گويا كه پيمان خودم ، باعرشيان من بستهام
من ميروم اما دلم ، همواره دنبال شماست
آري مگوئيد عاشقان ، پيمان خود بشكستهام
از خاك چند روزي جدا ،گشتم ولي باز عاقبت
ديدي كه با اصل خودم ، پيوسته من پيوستهام
شد يادگاري ياد من ، در خاطر ياران من
شايد كه ياد من كند <SPAN style="LINE
برچسب:
نویسنده: م.ت.اجلی