سلام دوستان گرامی خوش آمدید (( زندگی لحظه پل زدن عاطفه هاست ))
دِلم خوش است به يادت،كه يادِمن بكني نه آنكه يادِ مرا ، يادگارِ من بكني شبي به يادِ نگاهت ، نگهْ به مَهْ كردم شود كه ماه شوي ، توهم نگاهِ من بكني درون سينه دلم مي تپد اگر از شوق بدان اميدكه شايد، عزم ديد من بكني هزار ديده به در دوخته ام و، اميد آن دارم جمال سروخودت ، قاب ، در نگاه من بكني به شوق ديدن رويت ، اي آفتاب كمال مژه به هم نزنم ، تا نگاه من بكني هزار همچو ليلي ، يك حلقه و ، نگين تويي شود نگين خود ، افسر تاج من بكني ز راه ميكده رفتن ، تنم ملول بشد چه مي شود قدحي، همجوار من بكني اجل به ياد نگاهت سحرگه هان مي گفت دلم خوش است به يادت، كه ياد من بكني
برچسب:
نویسنده: م.ت.اجلی