خانه دوست م.ت.اجلی

متن مرتبط با «دستان کوچک"دیوارهای بلند"حکم کیمیا"گذرگاه های سنگ فرش و آسفالته"کوچه باغ های کاهگلی"» در سایت خانه دوست م.ت.اجلی نوشته شده است

ساده و آرام

  • نیلوبلاگ

    چقدر ساده و آرام میگذریم از هم و در این گذر , گاهی تنه هامان میخورد بر هم و ما رهگذرانیم . خیلی ساده و با آرامش میگوییم : خدا حافظ ...! و میرویم و چشممان نگران است ولی! این چه حسی است که ؛؟! نمیگذارد قدمهایمان برگردد. میرویم. ولی ساده و آرام. ...

    ادامه مطلب
  • بامن از عشق بگو

  • نیلوبلاگ

       بامن از عشق بگو    قصه جز عشق مگو   شب من تیره تر از یلدا نیست   دوست دارم بشنوم با تو از عشق, بگو    ماهتابی میدرخشد, در آن    و در این روشنی مهتابی    میروم تا برسم, به سر منزل عشق    و چه زیبا منظره ایست!    تک درختی که تو در پایینش    بانور ماه منتظر من باشی    و من با شاخه گلی سیمین رنگ که شب سیاهش کرده    ولی از سرخی قلب من نیز سرخ تر است    به دیدار تو خواهم آمد    منتظر باش    تا غنچه صد بوسه بر روی لبانت بنشانم با شرم    صورتم گلگون است &...

    ادامه مطلب
  • کارفرمای خوش حساب

  • نیلوبلاگ

    برای گرفتن حقت باید تلاش کنی، دنیا کارفرمای خوش حسابی نیست ...

    ادامه مطلب
  • سفر خوبه

  • نیلوبلاگ

    سفر خوبه حتی اگه ،سفر از طریق چشمان باشه به دریای بیکران چشمان نگارت. من دوست دارم وقتی خودمو توی دریای بیکران چشمان نگارم میندازم ، هیچ نجات غریقی اونجا نباشه و من غرق بشم. ...

    ادامه مطلب
  • بعضی وقتا ،جدی باشیم

  • نیلوبلاگ

    همیشه لازم نیست منتظر باشیم تا یه کسایی باشن، بعضی وقتا اون یه نفر باید خودمون باشیم، چرا همش فکر میکنیم باید دیگران باشند ؟ کمی هم خودمونو جدی بگیریم، بد نیست. ...

    ادامه مطلب
  • شب هست هنوز

  • نیلوبلاگ

    من مستِ لبِ لعل ام، انگور بهانه است.  می در ساغرِ چشمانت، باقی ، فسانه است. جامِ می من گلگون، چون لعلِ لبِ یارم. ای صبح، طلوع از چیست؟ شب هست و منو ، یارم.   1023-15/3/93 ...

    ادامه مطلب
  • سایه بید مجنون

  • نیلوبلاگ

     برای من عدد سال مهم نیست، مهم نوع سایه هستش که اگه روزی هم نبود، یادش باشه و بگن عجب سایه ای بود! من سایه بید مجنون را که با زیرکی، مرغان عاشق تشسته در شاخه هایش را به خورشید می نماید  نیز، دوست دارم ...

    ادامه مطلب
  • بامدادان در روستای ما باران بارید

  • نیلوبلاگ

    بامدادان در روستای ما باران آمد، یاد شعر باز باران افتادم خواستم چتری بردارم تا خیس نشوم بعد با خودم گفتم: باران بهاری بدون خیس شدن که لطفی نداره پس زدم به دل باران و باران دلم را ، نوازش کرد با آنکه فقط صورتم و دستانم خیس شدند، ولی دلم با فرمانی که به مغزم فرستاد، پاسخ گرفت: این است بهار. بهار بی باران که معنی ندارد و باران بهاری که خیس نکند، جسمت را چگونه از او انتظار رویش داری؟ پس زیر باران رفتم و با باران بهاری ، نخستین روزهای خرداد، صورتم را شستم آه چقدر زیبا بود، شبنمی که از چهره ام بر زمین می غلطید ...

    ادامه مطلب
  • خاطره مینویسم

  • نیلوبلاگ

    من خاطره می نویسم نه اسمی هست و نه رسمی وقتی با منی از هیچ چیز نترس در خاطرات من فقط تو هستی و من اگر میخواستم دیگران هم باشند، داستان مینوشتم خوبی خاطره میدانی چیست؟ من هستم و تو تو هستی و من و دیگر هیچ دنیا مال ماست اگر تو هم مثل من سومی را به خاطره هامان راه ندهی این شعر از دیدن روی توست که به سراغم میاد مانند بلبلی که وقتی یه گل زیبا میبینه، شروع میکنه به آواز خوندن راستی! گل از آواز بلبل لذت میبره؟ ...

    ادامه مطلب
  • سن گول گینن( تو بخند)

  • نیلوبلاگ

    سن گول گینن، دنیا گولسون (تو بخند ، دنیا بخندد) بلوت آغلاسین، گوللر گولسون (ابر گریه کند، گلها بخندند) سن گولنده ، ایللر گولسون (وقتی تو میخندی،اقوام بخندند) دوشمان آغلاسین، دوستلار گولسون (دشمن گریه کند، دوستان بخندند) وار اولگونان، دنیا سنه وار اولسون (تو بمان ، دنیا از آن تو شود) گویلون سنین شاد، دوشمانین نا شاد اولسون (دل تو شاد، و دشمنت غمگین شود) هر کس که شاد ایستر سنی بو ساعت (هرکسی که در این زمان تو را شاد میخواهد) اوزو گولسون، دوداخلاری شاد اولسون (چهره اش خندان و لبانش خندان باشد) سن اوزون بیر گلستان ، گولین سنین یانیندا رنگی یوخدور (تو خودت یه گلستان پر گل هستی، گل در نزد تو جلوه ای ندارد) سن گولنده، دنیا گولور، ارزشین گولدن چو...

    ادامه مطلب
  • بوی نم خورده خاک

  • نیلوبلاگ

    در جهانی که با دستان کوچک خود، دیوارهای بلند پیرامون خود کشیده ایم، تنفس برایمان حکم کیمیا شده است. دیوارها را بردارید تا نفس بکشیم، من از گذرگاه های سنگ فرش و آسفالته که باران را  از خود میرانند، بیزارم، دلم کوچه هم بخواهد، کوچه باغ های کاهگلی و خاکی را میخواهد که بعد از بارش باران، و جذب همه آن در دل خویش، بوی نم خورده خاک را به فضای پیرامون هدیه میکنند. ...

    ادامه مطلب
  • انگور ، بهانه

  • نیلوبلاگ

    من مستِ لبِ لعل ام، انگور بهانه است می در ساغرِ چشمانت، باقی ، فِسانه است. جامِ  می من، گلگون، چون لعلِ لب یارم. ای صبح! طلوع از چیست؟ شب هست و منو ، یارم. 1023-15/3/93 ...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به تو

  • نیلوبلاگ

    تقدیم به تو هر طور دوست داری برداشت کن برداشت آزاد من کالای کوپنی ندارم دوست داشتن آزاد دوست داشته شدن آزاد خندیدن آزاد بوسیدن آزاد سر در گریبان بردن و بوئیدن آزاد مانند زلف دختر بهار در باد بهاری رقصیدن آزاد در اینجا فقط یه چیز است که آزاد نیست!؟ ورود غم به چهره آنکه با من است، ممنوع ...

    ادامه مطلب
  • من خاطره می نویسم

  • نیلوبلاگ

    من خاطره می نویسم نه اسمی هست و نه رسمی وقتی با منی از هیچ چیز نترس در خاطرات من فقط تو هستی و من اگر میخواستم دیگران هم باشند، داستان مینوشتم خوبی خاطره میدانی چیست؟ من هستم و تو تو هستی و من و دیگر هیچ دنیا مال ماست اگر تو هم مثل من سومی را به خاطره هامان راه ندهی این شعر از دیدن روی توست که به سراغم میاد مانند بلبلی که وقتی یه گل زیبا میبینه، شروع میکنه به آواز خوندن راستی! گل از آواز بلبل لذت میبره؟         ...

    ادامه مطلب
  • بوسه باید زد به دستان پدر

  • نیلوبلاگ

    کودکی بودم کمی شیطان وشر از جهان و کارهایش بی خبر سفره گر خالی نبود، راضی بودم با رفیقانم سر بازی بودم گر که میشد جیب من خالی ز پول میزدم نق تا که تجهیزم نماید او، پدر حال بعد سال ها،چون پدر گشتم خودم قدر زحمت های او ، فهمیده ام دست های  چین خورده، پینه بسته،گرم وسرد. بوسه باید زد به دستان پدر ساعت0757 - 93/2/21 ...

    ادامه مطلب
  • نوروز زندگی

  • نیلوبلاگ

    با اینکه نوروز هزاران سال است که تکرار میشود، ولی هر بار ، باز نو است. مانند تو که هر بار برایم لطافتی دگر داری. ...

    ادامه مطلب
  • باور افسانه

  • نیلوبلاگ

       بیا و بامن بخوان که باقی فسانه است  جز من و تو در جهان حقیقتی نیست  و حقیقت آنست که میبینم              حقیقت منم،   حقیقت تویی  به غیر از ما همه چیز افسانه است  افسانه برای دل بستن نیست  افسانه را من میسازم  افسانه را تو میسازی   پس بیا در واقعیت امروز افسانه فردا را بسازیم  از دید من، افسانه برای درس گرفتم و عبرت است   نه برای باور کردن و یقین ...

    ادامه مطلب
  • خواب شقایق

  • نیلوبلاگ

     در اینجا برف می باری و من از خواب شقایق میترسم. دل من میگرید ، چون شقایق بدنبال بلبل عاشق رفت، تا ابد. و من برای همیشه لاله رخ گردیده ام ،  سوزان جگر، خونین دل........

    ادامه مطلب
  • جام گلگون

  • نیلوبلاگ

     با بوسیدن لبهای تو من دانستم؟! ازچه جام می چنین گلگون است. این عادت دیرینه انسانها هست،     هر کس که به دل نزدیکتر است، پر خون است....

    ادامه مطلب
  • حسودی

  • نیلوبلاگ

     بعضی وقتا آدم به کسای دیگه حسودی میکنه، این قابل قبوله . ولی من به افراد نه! بلکه به چیزایی مثل: بادی که به راحتی اجازه دادی صورت و موهاتو نواز کنه و یا به پیراهنت که آزادانه بدنتو لمس میکنه ، حسودی میکنم . به من نخند! خب من اینم، دیوانه ای از بهر تو....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    "ساده و آرام" رهگذرانیم" ساده و با آرامش" میرویم" میخورد بر هم" چشممان نگران است" | عشق\"سخن عشق\" قصه عشق\"تیره تر از یلدا\" | حق"تلاش" دنیا" کارفرما" خوش حساب" | سفر"چشمان"دریای بیکران چشمان نگار"نجات غریق" | لب لعل"انگور"ساغر"فسانه"جامِ می" طلوع" | سایه بید مجنون"عدد سال" نوع سایه"عجب سایه ای بود"مرغان عاشق" | بامدادان" روستای ما" باران"شعر باز باران"چتری بردارم"شبنمی"باران بهاری" | خاطره"اسم و رسم"من هستم و تو" تو هستی و من" دیگر هیچ | سن گول"دونیا گولسون" | دستان کوچک"دیوارهای بلند"حکم کیمیا"گذرگاه های سنگ فرش و آسفالته"کوچه باغ های کاهگلی"